قهرمان ميرزا عين السلطنه
1741
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
خود آنها بسته مىشود و احكام آنها به خرج نمىرود . بارى لجاج و خست كرد . اگر ده هزار تومان به اين آقايان مىداد هيچ به اينجاها نمىرسيد . از روز اول به آنها چيز نداد . امين السلطان اتابيك حضرات را عادت داده بود ، حتى در معزولى هم پول مىداد . چه قسم سكوت مىكردند . مثل مشهورى است مال مردم را با مردم بايد خورد . تنها نمىشود ، چنانچه نشد . يك عجلهء حضرات تركها كه مشير الدوله صدراعظم شود از ترس آن اتابيك امين السلطان بود كه مبادا شاه شخصا به خيال آوردن او بيفتد . آن بيچاره سه سال است در فرنگستان مشغول گردش است . عين الدوله اين عين الدوله علاقه هيچ ندارد . به همه جهت يك پسر دارد . عضد الدوله امير آخور پيشخدمت محرم شاه خودش پدر بلكه جد و جده است . مهد عليا زنش دختر بزرگ محترمهء شاه اولاد هيچ ندارد . مىتواند با اين مكنت بىنهايت كه داشت و در اين سه سال هم كرورها علاوه كرد برود در ممالك خارجه در نهايت صفا مشغول عيش و عشرت بشود . بواسطهء مهد عليا و عضد الدوله امر دهات و املاكش به هيچوجه مغشوش نخواهد شد . منظم و مرتب خواهد بود . وانگهى بيشتر مايملك او نقد است . امين السلطان آن اتابيك امين السلطان كارش بواسطهء علاقه و كسان زيادش خيلى درهم و برهم شده است . دو برابر خرج فرنگستان ناهار و شام در طهران مىدهد . مشير الدوله تا اين يكى كجائى شود . ولايتش كه نائين است . خوب است از حالا قصر و عمارتى در آنجا بنا كند . البته بهعجله هم بسازد بلكه تا آن تمام نشده معزول شد . . . « 1 » مشير الدوله آدم آرام متين سنگين خوبى است . در اين مدت كه مصدر كار است احدى از او رنجش حاصل نكرده . وزارت خارجه را هم بسيار منظم و مرتب داشت . گمان كلى مىرود از عهدهء اينكار بزرگ هم بهخوبى برآيد .
--> ( 1 ) - نقطهچين در اصل است .